کد خبر: 1038803
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۷
حبیب بابایی
سرويس بين الملل جوان آنلاين: برجام بعد از دو دهه کش و قوس دیپلماتیک در نهایت با کلی نقص و ایراد در دوران باراک اوباما براساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید و اجرائی شد. اما از انجایی که برجام منحصراً در رابطه با موضوع هسته‌ای تنظیم شده بود گمان امریکا بر این بود که برجام‌های دیگری هم باید ضمیمه این قرارداد به امضاء برسد.
 
درحالیکه جمهوری اسلامی تمایل داشت ابتدا اثار و تبعات تصویب برجام را بطور ملموس در کشور لمس کند، از هرگونه مذاکره تا حصول اطمینان از اثرات برجام اجتناب کرد. اما از آنجایی که رهبران سیاسی امریکا اجرای برجام را در گرو برجام‌های ۲ و ۳ می‌دیدند پس برجام را شکستی برای خود می‌دانستند که ایران توانسته به صورت مشروع توان هسته‌ای خود را به امریکا و جهان دیکته کند در حالیکه این مشروعیت یک خواسته حداکثری است.
 
برهمین اساس در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، امریکا با پروژه فشار حداکثری و به زانو درآوردن ایران به صورت یکجانبه از معاهده برجام خارج و قعطنامه ۲۲۳۱ را رسماً نقض کرد. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز بر اساس ماده‌های ۲۶ و ۳۶ مصرح در توافق بین‌المللی برجام و به دلیل انفعال یا ناتوانی اروپا و نقض عهدِ آمریکا؛ طبق چهارچوب‌هایی مرحله به مرحله برخی از تعهدات برجامی خود را کاهش داد، بطوری که در ماه‌های اخیر مجلس شورای اسلامی قانونی را هم به تصویب رساند که دولت را ملزم به کاهش تعهدات هسته‌ای و افزایش توان اتمی کرد.
 
حال پیکر نیمه جان برجام قرار است دوباره در دولت جوبایدن احیا و نقطه عطفی در رابط سیاسی ایران و امریکا باشد. از این رو دولت بایدن در تکاپوی و تلاش گسترده‌ای برای سرانجام رساندن دوباره برجام است.   براساس ادعای “سایت آکسیوس”، «آنتونی بلینکن»، وزیر خارجه آمریکا از «رابرت مالی» نماینده ویژه این کشور در امور ایران خواسته است تا یک تیمی از کارشناسان و دیپلمات‌های متخصص را برای مذاکره احتمالی با ایران تشکیل دهد. خط و مشی این تیم به سرانجام رساندن دوباره برجام برای جلوگیری و عدم اشاعه سلاح‌های اتمی (تولید و استفاده از سلاح اتمی) است.
 
البته جمهوری اسلامی ایران طبق موازین دینی و اخلاقی و همچنین فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی ادعای استفاده و تولید بمب برای کشتار مردم را قویاً مردود و رد کرده است. جمهوری اسلامی ایران هدف از ساخت و تجهیز چرخه هسته‌ای را عموماً در زمینه دانش علمی برای توسعه صنعتی و زیربنایی کشور و همچنین بهره‌برداری و استفاده در زمینه پزشکی و دارویی خود میداند.

[۰۵:۵۲, ۲/۸/۲۰۲۱]+۹۸، ۹۱۲، ۵۴۴، ۳۷۳۵: پس نیاز است که در گام نخست امریکایی‌ها و به طور عموم غربی‌ها برداشت درست از نیات و استدلال‌های چرخه هسته‌ای ایران داشته باشند،   چراکه اگر مقامات سیاسی واشنگتن و اروپایی‌ها تحلیل و برداشت درستی از اهداف برنامه هسته‌ای ایران نداشته باشند هرگونه مذاکره و توافق در نهایت به بن‌بست منتهی خواهد شد.
 
البته نگارنده به این موضوع معتقد است که امریکا و اروپا به طور شفاف و آشکار با توجه به حسن نیت جمهوری اسلامی ایران باور دارد که چرخه هسته‌ای ایران کاملا صلح آمیز و در جهت توسعه علمی و پیشرفت تکنولوژی است و هیچ اراده‌ای مبنی بر غیر صلح آمیز بودن آن نیست. اما از آنجایی که توسعه پایدار و شکوفایی ایران به عنوان یک کشور مستقل و انقلابی خاری در چشمان استکبار غربی محسوب می‌شود، پس تلاش می‌کنند ایران را از مسیر توسعه و پیشرفت باز دارند.
 
غرب اگر دغدغه جهان عاری از سلاح‌های اتمی را در سر می‌پروراند ابتدا باید به این پرسش پاسخگو باشد که چرا رژیم جعلی و کودک کش اسرائیل که عضوی از NPT هم نیست و دارای بیشترین کلاهک هسته‌ای بعد از امریکا و روسیه است را مورد مواخذه و تهدید قرار نمی‌دهند؟

این مسئله گواه عدم صداقت امریکا و اروپاست و تحریم‌های ظالمانه بهانه و ابزاری برای مقابله با ایران اسلامی است. البته جمهوری اسلامی ایران با توجه به رهنمود‌های مقام معظم رهبری در این میان چندین اقدام ارزنده‌ای را انجام داده که برای کشور بسیار مثمرثمر بوده است. نخست اتکا به داخل و اقتصاد مقاومتی است تا بتوان از دل این تحریم‌ها شرایطی را ایجاد کرد یا به وجود آورد تا تهدید‌ها را به فرصت تبدیل و کمبود‌ها را با اتکا به توان داخل جبران کرد. ماحصل این موضوع امروز در کشور برای مردم در همه زمینه‌ها ملموس و مایه فخر شده است. گام دوم شکایت و پیگیری حقوقی مقابله با تحریم‌های ظالمانه امریکا و غرب است.
 
جمهوری اسلامی ایران از آنجایی که هرگونه تحریم علیه ایران را غیرقابل قبول تلقی میکند بر این اساس به دیوان بین المللی دادگستری به دلیل اعمال تحریم‌های ظالمانه امریکا اقامه دعوی کرد که خوشبختانه این دادگاه هفته پیش با حداکثر آرا به نفع کشورمان رای و حکم صادر کرد که همین موضوع باعث خشم و تهدید مقامات امریکایی علیه این مرجع قضائی شد. در همین راستا «ند پرایس»، سخنگوی وزارت خارجه امریکا روز چهارشنبه ۱۵ بهمن در یک نشست خبری در واشنگتن گفت: «به رغم احترام فراوانی که برای دیوان بین‌المللی دادگستری قائل هستیم، از این که آن دیوان استدلال‌های قانونی محکم ما را نپذیرفته است متاسف هستیم.  
 
پرونده‌ای که ایران مطرح کرده خارج از حیطه اختیارات آن دیوان است و دیوان نباید آن را بررسی کند». دیوان بین المللی دادگستری طبق ماده ۷ منشور سازمان ملل متحد، رکن اصلی قضائی سازمان ملل متحد محسوب می‌شود. این رای که مشتمل بر ۶ بند است، در ۳ بند به اتفاق آرا یعنی نه تنها ۱۴ عضو دیوان به همراه قاضی ایرانی این دیوان به نفع ایران رای دادند، بلکه به لحاظ استدلال‌های تیم حقوقی ایران، قاضی تبعه امریکا نیز از دادن رای مخالف احتراز کرد. در ۳ بند دیگر با ۱۵ رای مثبت در برابر یک رای منفی «قاضی براوئر» یعنی قاضی تبعه امریکا،  رای به نفع ایران صادر شد.
 
لازم به ذکر است که این رای صرفا ناظر بر مردود شمردن اعتراضات امریکا به صلاحیت دیوان بود که ضمن ان تمامی اعتراضات امریکا به صلاحیت دیوان مردود اعلام شد و رسیدگی به خواسته ایران که یکی از ان‌ها مطالبه خسارت ناشی از نقض معاهده مودت توسط امریکا به لحاظ اعمال تحریم‌های غیر قانونی علیه ایران است، مرحله بعدی رسیدگی است که اصطلاحا ورود به ماهیت خوانده می‌شود.

 حال این پرسش مطرح می‌شود که صدور این حکم در دیوال بین المللی دادگستری چه تبعات و تاثیراتی در آینده برجام خواهد داشت؟ دولت امریکا چرا با صدور این حکم مخالفت می‌کند؟ دولت ایران چه اقداماتی برای احقاق حقوق ضایع شده خود باید انجام دهد؟

برای تبیین بهتر موضوع ابتدا باید مسیر و اهداف امریکا را در برجام رمزگشایی کرد. بطوریکه دولت پیشین امریکا با استراتژی فشار حداکثری و انجام توافق بهتری نسبت به قطعنامه ۲۲۳۱ بطور یکجانبه از توافق برجام خارج شد. امریکایی‌ها آنقدر دامنه تحریم را تنگ کرده بودند که هیچ گلوگاهی برای تنفس اقتصاد ایران باز نباشد و ایران اسلامی ناخواسته تسلیم فشار حداکثری امریکایی‌ها شوند و برای انجام مذاکره پیش دستی کنند.
 
حتی برای انجام مذاکرات خود ۱۲ پیش شرط تعیین کردند و سال‌ها به این امید بودند که ایران برای انجام مذاکره به امریکا چراغ سبز نشان خواهد داد، منتظر ماندند که البته در نهایت بعد از اینکه این خواسته محقق نشد امریکا در یک عقب نشینی معنادار و محسوس از ۱۲ پیش شرط خود پا پس کشید و عنوان کرد حاضر به انجام مذاکره بدون هیچ پیش شرطی خواهد بود، ولی طبق رهنمود و فرمایش مقام معظم رهبری هیچگونه مذاکره و گفتگویی با قاتل شهید سلیمانی صورت نگرفت و دولت نیز از انجام مذاکره با امریکا اجتناب کرد.  جمهوری اسلامی ایران در مقابل فشار حداکثری تیم تروریستی ترامپ، دو هدف مهم و درست استراتژیکی مد نظر قرار داد.
 
نخست صبر استراتژیک و دیگری مقاومت حداکثری در چهارچوب اقتصاد مقاومتی که رهبری به آن تاکید کرده بود. بر همین اساس نه تنها سیاست تهدید و اجبار عملاً شکست خورد، بلکه دستاورد‌های تحمل فشار حداکثری ایران را در منطقه و جهان را در موضعی قویتری‌تر قرار داد. همین دستاورد‌ها سبب شد تا امریکا با تغییر سیاست فشار حداکثری خواهان بازگشت به برجام شود تا بتواند اینبار در چهارچوب برجام توان هسته‌ای ایران را محدود کند. با این مقدمه برای پاسخ به پرسش نخست اینگونه باید استدلال کرد که خروج امریکا از معاهده برجام هم خطا در عرف دیپلماتیک است و هم نقض و به چالش کشیدن قوانین سازمان ملل متحد.
 
حال اگر بپذیریم که یک کشور میتواند روابط دیپلماتیک خود را با کشور دیگر قطع کند، اما این پرسش به وجود می‌آید که آمریکا به توافق دیپلماتیک خود پشت پا زده درحالیکه برجام یک توافقنامه در عالی‌ترین مرجع بین المللی به تصویب رسیده است.  
 
امریکا عضو شورای امنیت سازمان ملل است و از این شورا خارج نشده است. در اصل ۲۵ منشور سازمان ملل آمده است تمام کشور‌های عضو سازمان ملل موظف هستند که؛ «هر قطعنامه‌ای که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل برسد همه کشور‌های عضو موظف به اجرای آن هستند». آمریکا که خود عضوی از سازمان ملل است عملا قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل را زیر پا گذاشت و شرم‌آورتر اینکه دیگر کشور‌ها را نیز تهدید می‌کند که اگر دیگر کشور‌ها هم به قطعنامه ۲۲۳۱ پایبند باشند، با تحریم آمریکا مواجه می‌شوند. دونالد ترامپ، در مقام رییس جمهور آمریکا، کشور‌های اروپایی و آسیایی را آشکارا تهدید کرد و از آن‌ها خواست از اجرای قطعنامه ۲۲۳۱ شواری امنیت سازمان ملل پیروی نکنند. البته این مصداق زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی و بی محتوا کردن سازوکار‌های سازمان‌ها و مجامع بین المللی است.
 
به بیان دیگر امریکا با این اقدام خود خط بطلانی به مجامع بین المللی کشید و نشان داد که جهان با اصول و قوانین امریکا باید اداره شود که همان مصداق قانون جنگل است. اما این حکم نشان داد با همه ایراداتی که به سازمان و مجامع بین المللی وارد است امریکا نمی‌تواند به جای قوانین جهان شمول بین المللی قوانین جنگل را حکمفرما کند و این یک برد دیپلماتیک و بنیادی برای جمهوری اسلامی ایران بود. در مکانیزم قعطنامه ۲۲۳۱ شواری امنیت سازمان ملل آمده است برجام از اعضای مشخصی تشکیل شده و برای حل اختلافات آتی در روند اجرای شدن و تعهد طرفین قاضی و داور برای آن مشخص شده است. اگر امروز جمهوری اسلامی غنی سازی ۲۰ درصد را شروع کرده و یا برخی تعهدات خود کاهش داده یا خواهد داد، عملاً همان حق و مکانیزمی است که در برجام برای ایران در نظر گرفته شده است.

[ در پاسخ به پرسش سوم باید گفت که دولت ایران برای احقاق حقوق خود در گام نخست باید شعار «ما می‌توانیم» را تدوام ببخشد. به بیان دیگر اگر مسئولان خواهان احقاق حقوق مردم هستند باید خود اتکایی و خوباوری را در جامعه گسترش دهند تا ایران اسلامی در مسیر پیشرفت و تعالی قرار گیرد. کشور زمانی میتواند در مقابل زیاده خواهی و زورگویی مستکبران و امپریالیسم‌ها ایستادگی کند که چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه نظامی و توان داخلی به حداکثر توان خود برسد.
 
اگر امروز مقامات مستکبر امریکا از گزینه نظامی علیه ایران سخن نمی‌گوید یا در مسیر عبوری نیرو‌های ایران قرار نمی‌گیرد نه از منظر صلح‌جویی امریکایی هاست بلکه تجربه تحقیر کننده نیرو‌هایی نظامی ایران را در کارنامه خود دارند. هنوز فیلم گریه نیرو‌های نظامی امریکایی در اذهان عمومی زنده است. پس توجه و تاکید به توانمندی و پتانسیل داخلی نخستین گام در این زمینه است.
 
گام دوم این است که نفی امریکا به معنای حب اروپا نیست. مقامات دولت نباید خیال کنند که می‌شود به طناب پوسیده دولت‌های اروپای امیدوار بود. عجز و ناتوانی اروپایی‌ها در قضیه برجام کامل برای مردم ایران اشکار شد.  کشور‌های اروپایی عضو برجام (انگلیس، فرانسه و آلمان) همانایی هستند که در زمان خروج ترامپ از برجام به طور نمادین هم که شده ترامپ و آمریکا را محکوم نکردند (البته جرات این اقدام را هم نداشتند) و در مقابل جامعه جهانی و ایران جز سکوت و شرمساری عاجز حرفی برای گفتن نداشتند. این درحالی است که تنها اقدام ان‌ها این بود که ایران را دعوت به خویشتنداری و پایبندی به برجام دعوت می‌کردند و آن هنگام که فضا را مساعد می‌دیدند با تمام وقاحت برای ایران خط و نشان می‌کشیدند.
 
حال سوال از اروپایی عضو برجام این است مشکلات شما ربطی به ما ندارد یا نتوانستید و یا نخواستید این مشکل شماست. کشوری که به امضای خود پایبند نیست این توهین به کشور، به ملت و حکومت خود است. اروپایی‌ها برجام را  امضا کردند، ولی به امضای خود عمل نکردند و اتفاقا بازنده اصلی اروپایی‌ها بودند چرا که اعتماد ملت ایران را نیز از دست دادند. سوم اینکه مردم ایران طعم تلخ خیانت و بدعهدی امریکا و اروپا را به کرات چشیده اند. حال دیگر حنای این دولت‌ها چه دمکرات و چه جمهوریخواه برای مردم ایران رنگی ندارد، چراکه زمان دلبستن به وعده‌های پوچ خیلی پیشتر تمام شده است.
 
دیگر این وعده که، چون قطعنامه ۲۲۳۱ را «جان کری» امضاء کرد و امضاء ایشان تضمین است، خیلی وقت است که برای مردم معنا و مفهوم خود را از دست داده است. امروز نه تنها امضای وزیر خارجه دولت اوباما تضمینی برای ایران نیست بلکه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل هم تضمینی برای ایران نمی‌شود. از این رو هیچ تضمینی دیگر وجود ندارد که عهدشکنی و خیانت امریکایی‌ها و ناتوانی شورای امنیت سازمان ملل تکرار نشود. پس نیاز است این تضمین به گونه‌ای اتخاذ شود که ابتدا امریکا همه اقدامات خود را کامل انجام دهد آنگاه ایران مرحله به مرحله به تعهدات برجامی خود بازگردد.
 
نه اینکه ما همه تعهدات خود را انجام دهیم و به اقدامات ظاهری و نمایشی امریکا دل خوش کنیم. گام چهارم اینکه جهان کنونی آن هنگام زبان دیپلماسی و دمکراتیک را می‌فهمند و هضم می‌کنند که از موضع اقتدار با ان‌ها سخن گفته شود. همانگونه که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان هفته قبل نسبت به اروپایی‌ها سخن گفت و موضع تندتری از خود اتخاذ کرد. موضعی که کاملا درست و بجا بود؛ که بلافاصله جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از جایگزینی دیپلماسی حداکثری به جای فشار حداکثری سخن گفت.
 
براین اساس توافق برد-برد آن هنگام معنا می‌یابد که در میز مذاکره چیزی برای عرضه کردن بتوانید ارائه کنید در غیر این صورت هر توافقی که حاصل شود یک توافق یکسویه است. اگر فقط تحریم‌های برجامی برداشته شود حاصل جمع مذاکره صفر است. یعنی بازگشت کشور به ۶ سال پیش است. از سوی دیگر مذاکره مجدد برجام فقط قیمت برجام را بالا می‌برد و برایندی برای کشور نخواهد داشت. لازم به ذکر است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و مذاکره کنندگان در برجام فراموش نکنند آن کسانی که طرف مقابل شما هستند همان حامیان داعش و دست اندرکاران قاتل شهیدسردار سلیمانی و یارانش هستند و حتی از شهادت این عزیزان ابراز شادمانی کردند.
 
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۹۹/۱۲/۰۱
0
0
این دولت فشل و غربزده در هیچ کاری الا نابودی اقتصاد موفق نبوده و نخواهد بود
دخیل بیهوده نبندید
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار